شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مسلمانان پشیمانم من از کردار خویشتا چرا دور اوفتادم از دیار و یار خویش
۲
من ندانستم که درد هجر تو زینسان بودورنه هرگز کی جدا گشتی من از دلدار خویش
۳
تا چرا زنده بماندم در غم هجران اوهر نفس زین حسرت و غم می کنم انکار خویش
۴
دل بجان آمد ز دست هجر او ورنه کجافاش میکردم به پیش هر کسی اسرار خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth