خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون گشت مه روی تو طالع ز مطالعشد از همه سو نور تجلی تولامع
۲
خورشید صفت پرتو حسن تو عیانستاز کعبه و بتخانه و از دیر و صوامع
۳
عکس رخت از پرده هر ذره نمایدمرآت دل ار صاف شد از زنگ موانع
۴
تا دل نشود مطلع انوار الهیعارف نتوان گشت ز منهاج و طوالع
صفحهٔ ۱ از ۳