خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارم ز درد عشق تو بر دل هزار داغمجروح عشق را ز دو عالم بود فراغ
۲
عارف چو راه یافت بخلوتگه شهودشد پیش او جهان همه گلزار و باغ وراغ
۳
با آن قد چو طوبی و رخسار چون بهشتدارم فراغت از گل و سرو و ز کشت و باغ
۴
مستم مدام و نیست ز هشیاریم خبربازم بعشوه چشم تو میگیردم ایاغ
صفحهٔ ۱ از ۲