خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۳۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگرفت صیت حسن تو از قاف تا بقافتا او فتاد پرتو رویت بنون و کاف
۲
آئینه جمال تو دیدیم هرچه بودعارف کسی بود که بدین دارد اعتراف
۳
یارست هرچه هست درین دار غیر نیستبرحق چرا تو نسبت باطل کنی گزاف
۴
عشاق او بمذهب عشقند متفقدر دین عشق کفر بود گر کنی خلاف
صفحهٔ ۱ از ۲