شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر بگرد کعبه کوی تو باشد یک طوافآن یکی بهتر ز صد حج پیاده بی گزاف
۲
در هوای حور و جنت زاهد از دیدار ماندبا چنین جهلی ز دانش میزند بیهوده لاف
۳
ذوق عشقت در نمی یابد مذاق زاهداندر میان عاشق و زاهد ازین شد اختلاف
۴
مرد حق بین را نباشد احتیاجی با دلیلاز دلیل روز مستغنی است بینا بی خلاف
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth