شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ببحر هست مطلق تا شدم غرقمیان ما و دریا نیست خود فرق
۲
چو من رند و خراباتی و مستمچه کار آید مرا سالوسی و زرق
۳
شدم محو فنا از تاب حسنتچو لامع شد مه روی تو چون برق
۴
جمالت آفتاب بی زوالستکه پیدا نیست او را غرب تا شرق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth