شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که مست جام عشقم از ازلکی بهشیاری کنم مستی بدل
۲
عشق و مستی شیوه رندی بودرند را زین چاره نبود لااقل
۳
سوی مسجد آمدن انصاف نیستمست اگر در میکده یابد محل
۴
هرکه زان می از ازل مست آمدستهست بیخود لایزال و لم یزل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth