شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عاشقان ای عاشقان من عاشق شوریده‌امسودای عشق آن صنم بر جان و دل بگزیده‌ام
۲
شهباز سلطانم چرا باشد مکانم آشیانچون در هوای لامکان من سال‌ها پرّیده‌ام
۳
موقوف فردا کی شوم بهر لقایش چون که منامروز حسن او عیان از دیده جان دیده‌ام
۴
زان پیشتر کین جان ما پیوند با صورت کنددر ملک معنی عمرها با یار خود گردیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth