شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارمبحمدالله ز دیدارش بسامان شد همه کارم
۲
ازآن روزی که روی تو درآمد در نظر مارابهشت و حور عین هرگز بدیده در نمی آرم
۳
مرا می لعل دلدارست و شاهد، ماه رخسارشکه دارد در جهان باری چنین عیشی که من دارم
۴
نمی بینی مگر زاهد چرا در ظلمت جهلیکه عالم غرق نورآمد ز مهر روی دلدارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth