شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبه‌امدیدن دیدار تو باشد صفا و مروه‌ام
۲
جامه احرام من باشد تجرد از هوالازم درگاه تو بودن همیشه وقفه‌ام
۳
حاجیان را گرچه باشد هدیه بد نه پیش تودر هوایت کشتن نفس و هوا شد هدیه‌ام
۴
رو به سوی هرکسی دارند در هر ملتیکعبه ما کوی یار و روی او شد قبله‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth