خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من که در کوی غم عشق تو سرگردانمسخن صبر و خرد باد هوا می دانم
۲
ناصحا عیب مکن گرچه نظر بازم ورندچون ز تقدیر قضای ازلی زین سانم
۳
سرو سامان مطلب از من دیوانه دگرزانکه سرمست می عشقم و بی سامانم
۴
هم مگر پیر خرابات نماید مددیتا که مشکل بمی صاف شود آسانم
صفحهٔ ۱ از ۲