شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنممطلق و بی تعینم، من نه منم، نه من منم
۲
نورم ونار و ظلمتم وحدت صرف و کثرتمبحر محیط رحمتم، من نه منم، نه من منم
۳
طایر لامکان منم، از همه بی نشان منمفاش منم، نهان منم، من نه منم، نه من منم
۴
برزخ کفر و دین منم، برتر ازآن واین منمشک چه بود یقین منم، من نه منم، نه من منم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth