خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بنای عاشقی در کاینات انداختیمچتر رفعت را بملک لامکان افراختیم
۲
چون ظهور کل او اول بنقش ما نمودبار دیگر ما جهان را مظهر خود ساختیم
۳
شد نهان در پرده کثرت جمال وحدتمتا نقاب عزت از غیرت برو انداختیم
۴
مابسودای وصال دوست در بازار عشقنقد هستی در قمار نیستی در باختیم
صفحهٔ ۱ از ۲