خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من مست عشقم زاهدا با ما مگو از عقل و دینگه با خود و گه بیخودم، هذا جنون العاشقین
۲
هشیار و مستم چیستم؟ مجنون عشق کیستم؟نه هستم و نه نیستم، هذا جنون العاشقین
۳
من عاشق دیوانهام، در عشق او افسانهاماز خویشتن بیگانهام، هذا جنون العاشقین
۴
من بیخود و شیدائیم، قلّاشم و رسوائیامهرجائی و بیجائیام، هذا جنون العاشقین
صفحهٔ ۱ از ۴