شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کردم نثار مقدم عشق تو عقل و دینمن رند مطلقم نه مقید بآن و این
۲
برخیز زاهدا ز سر زهد و نام و ننگرندانه رو بمیکده با عاشقان نشین
۳
خواهی که سرفراز و عزیز جهان شویبرآستان فقر بنه روی برزمین
۴
زادالمسافرین چه بود عجز و نیستیما را براه عشق ندادند غیر ازین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth