خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخسار دوست بنگر و حسن و جمال بینرفتار او نظر کن و غنج و دلال بین
۲
دل در هوای وصل تو صد بال و پرگشادشهباز همتش نگر و پر و بال بین
۳
حال دلم ز شوق رخت سوز و زاریستای نور دیده رحم نما، سوی حال بین
۴
اول قدم بلاست بعشق و دوم فناعاشق بحال ما نظری کن مآل بین
صفحهٔ ۱ از ۲