شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس غریب و طرفه افتادست حال عاشقانجسم ایشان در زمین و جانشان برآسمان
۲
در مکان ابدان ایشان پای بند آمد ولیدایما ارواحشان طیران کند در لامکان
۳
ظاهر ایشان بود مشغول خلق از مرحمتلیک در باطن ز حق نبوند غافل یکزمان
۴
در شعاع مهر ذاتش فانی مطلق شدندپس بحق باقی شده دیدند حیات جاودان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth