خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من ز ذوق دردت نکند هوای درمانچو بجان خرید دردت ندهد ز دست آسان
۲
دل و جان بیدلانرا نکند قبول ورنههمه دم در آرزویم که کنم فدای جانان
۳
ز جفای عشق بینم سرو پای عاشقان گمسرو کار عشق بازان عجب ار شود بسامان
۴
بطریق عشق رفتن نتوان بپای هستیقدمی ز نیستی نه که رسید ره بپایان
صفحهٔ ۱ از ۲