شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشنز خورشید جمالت گشت منزلگاه جان روشن
۲
الا ای آنکه در خوبی نداری هیچ همتائیز حسن روی تو بینم زمین و آسمان روشن
۳
جهان در ظلمت نابود بودی مختفی دایمگر انوار جمال تو نمی کردی جهان روشن
۴
صفات عالم افروزت ز مرآت جهان پیدازعکس پرتو ذاتت همه دور و زمان روشن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth