شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رب زدنی حیرة فیکم چه می خواهی بدانیعنی هر دم جلوه دیگر نما بر عاشقان
۲
گر نمائی با من بیدل دمی روی چو ماهدر سر اندازی بیندازم کله بر آسمان
۳
در غم هجران تو زار و نزارم لیک اگریافتم وصل تو از شادی نگنجم در جهان
۴
زآتش عشق تو جان و دل همی سوزد مرالطف فرما لحظه بنشین و آن آتش نشان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth