شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل دیوانه ام حیران حسن روی توجان شیدایم اسیر حلقه گیسوی تو
۲
در نماز عشق هرجا روی آورند خلقبود محراب دعا طاق خم ابروی تو
۳
جمله جانها معطر گردد و مشکین نفسچون برافشاند صبا زلفین عنبر بوی تو
۴
پرده از رخ برفکن بنما بعالم آن جمالحیف باشد بررخت چتر سیاه موی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth