شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم ز شوق جمال تو مست و دیوانهبملک عشق و جنونم عجایب افسانه
۲
شنیده ام رخ ساقی توان بمستی دیدز کنج صومعه زین رو شدم به میخانه
۳
بوصل دوست چو خواهی که آشنا گردیببایدت شدن اول ز خویش بیگانه
۴
ز خود پرستی و هستی دلم بجان آمدبگو که ساقی مستان بیار پیمانه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth