خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک رو که درصد آینه بینی هرآینهروی دگر نمایدت ای جان هر آینه
۲
مهر رخش بصورت ذرات شد عیانتا حسن خود بدید کماهی معاینه
۳
چون شاهد جمال تو آغاز جلوه کردپیدا نمود صورت اکوان کاینه
۴
روی نکوست آینه حسن جانفزاشعکس جمال دوست نگر در هر آینه
صفحهٔ ۱ از ۲