شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای از جمال روی تو یک ذره مهر و ماهبر منتهای حسن تو کس را نبود راه
۲
گفتم چه دورم از تو چو ما را گناه نیستگفتا که هست هستی تو بدترین گناه
۳
پیوسته گرچه با دل و جانست یار ماهر دم ز شوق اوست مرا صد فغان و آه
۴
زان رو مرا به صورت خوبان بود نظرکز روی مه رخان به جمالت کنم نگاه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth