خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رویش ببین زلف گرفتار آمدهسودای سود کرده ببازار آمده
۲
بینا که عارفست بوحدت بود مقراعمی چو منکرست بانکار آمده
۳
چون خانه خالی است ز اغیار از چه بازپنهان شده ز پرده ببازار آمده
۴
یک نقطه بیش نیست درین دور دایرهمرکز محیط دایره پرگار آمده
صفحهٔ ۱ از ۲