خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آفتاب وحدتم تابان بانسان آمدهمن نور اسم اعظمم، پیش از تن و جان آمده
۲
من شاهباز حضرتم، عنقای قاف قربتمبی شک همای دولتم، اینجا بطیران آمده
۳
هم نور سبحانی منم، هم گوهر کانی منمهم بحر عمانی منم، در قطره پنهان آمده
۴
هم چشمه حیوان منم، هم خضر جاویدان منمهم موسی عمران منم، برطور حیران آمده
صفحهٔ ۱ از ۲