شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۵

ملحقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دلبر پنهانی سرمست بصحرا شدخود را بجهان بنمود عالم همه شیدا شد
۲
آن کسوت بیچونی برکند لباس چونپوشید و برون آمد سر فتنه و غوغا شد
۳
در عشوه و ناز آمد معشوقه و عاشق گشتگه لیلی و مجنون است گه وامق و عذرا شد
۴
هر دم بدگر جلوه بنمود رخ خود رااز عشوه گوناگون غارتگر دلها شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth