خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۶
ملحقات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش اندر بزم وصل یار بودم تا به روزشب همه شب مست آن دیدار بودم تا به روز
۲
بیرقیب و مدعی در گلشن عیش و طربهمنشین با آن گل بیخار بودم تا به روز
۳
گهگهی در خواب مستی بیخود و گاهی دگردر هوای روی او بیدار بودم تا به روز
۴
با خیال چشم مخمورش چو رند میپرستیک دو دم مست و دمی هشیار بودم تا به روز
صفحهٔ ۱ از ۲