خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبالب است ز خون جگر پیاله مادم نخست چنین شد مگر حواله ما
۲
بر آستان تو شبها رود که مردم رابه دیده خواب نیاید ز آه و ناله ما
۳
ز قد و روی تو شرمنده باغبان میگفت:که آب و رنگ ندارند سرو و لاله ما
۴
به روز وصل تو از بیم هجر میترسمکه زهر میدهد ایام در نواله ما
صفحهٔ ۱ از ۲