خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابر آمد و بگریست بر اطراف چمنهاشد شسته به شبنم رخ گلها و سمنها
۲
با داغ تو رفتند شهیدان تو زین باغچون لاله به خون جگر آغشته کفنها
۳
از ما سخنی بشنو و با ما سخنی گویکز بهر تو بسیار شنیدیم سخنها
۴
گه ناز و گهی عشوه، گهی جور و گهی لطفغیر از تو چه داند دگری اینهمه فنها؟
صفحهٔ ۱ از ۲