خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز شب بر مهت نقاب افتادسایه بالای آفتاب افتاد
۲
در رخم تا بناز خنده زدینمکی بر دل کباب افتاد
۳
مردم دیده را ز مژگانتخار در جایگاه خواب افتاد
۴
شیشه زان سر نهد بپای قدحکه حریف تنک شراب افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲