شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر من از خاک درت رفتم، دل شیدا بماندتن روان شد بر طریق عزم و جان آنجا بماند
۲
من خود آواره شدم، لیکن دل درمانده راپرسشی میکن، که در کویت تن تنها بماند
۳
عاشقان را در غمت دل رفت و درد دل نرفتخستگان را در فراقت سرشد و سودا بماند
۴
ساربان بر قصد دوری میزند طبل رحیلگو بران محمل، که ما را خاری اندر پا بماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth