خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر گل تو جعد گرهگیر بستهانددر گردنم ز زلف تو زنجیر بستهاند
۲
از تنگنای عشق تو جستن ره خلاصمشکل توان، که رخنه تدبیر بستهاند
۳
قومی که میدهند نشان از تو، غافلندکاهل وقوف را دم تقریر بستهاند
۴
مِنبعد، ما و ناله و فریاد چون جرسزین همرهان که بار به شبگیر بستهاند
صفحهٔ ۱ از ۲