خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بیخبر از گریهٔ خونینجگری چندباز آی، که در پای تو ریزم گهری چند
۲
سوز دل عشاق چه دانند که چونستبگریخته از داغِ بلا بیجگری چند
۳
چون لاله به داغ دل و خوناب جگر باشای چشم چو نرگس همه بر سیم و زری چند
۴
با هر خس و خاری منشین ای گل رعناکز باد صبا دوش شنیدم خبری چند
صفحهٔ ۱ از ۲