خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید شد، خوبان به عزم مجلس و می میرونددردمندان راه میپرسند و از پی میروند
۲
گر به گشتی میرود، تنها خوشست آن آفتابقاصد جان منند آنها که با وی میروند
۳
چون گل و سنبل پریرویان ز آب و تاب میطرهها آشفته و رخساره در خوی میروند
۴
آنکه میرفتند با تکبیر و قامت، این زمانبا نوای ارغنون و ناله نی میروند
صفحهٔ ۱ از ۲