خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا میروندبینصیب آنانکه در می قول مطرب نشنوند
۲
رخ نمودی، مردمان را چشم بر ابروی تستعید شد، باریکبینان دیده بر ماه نوند
۳
من که در شبهای محنت سوختم، زانم چه سودکاین بتان خورشیدرخسارند یا مهپرتوند
۴
میرود خلقی به استقبال، کآمد گل به باغتو بمان باقی، کزین بسیار آیند و روند
صفحهٔ ۱ از ۲