خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آیدعالمی را هوس رفته ز سر باز آید
۲
گفتمش: عاقبت از مهر تو باز آرم دلزیر لب خنده زنان گفت: اگر باز آید
۳
گل بدینگونه که از شرم تو بگریخت ز باغشوخ چشمی بود ار سال دگر باز آید
۴
آخر ای جان که هوس میکندت آن سر کوباش تا از دل آواره خبر باز آید
صفحهٔ ۱ از ۲