شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که چون شمع از غمت با سوز دل در خنده‌امنیست تدبیری به غیر از سوختن تا زنده‌ام
۲
همچو مجمر، سینه‌ای پرآتش و انفاس خوشهمچو ساغر، با دل پرخون و لب پرخنده‌ام
۳
گر به شمشیر سیاست می‌نوازی، حاکمیور به تشریف غلامی می‌پذیری، بنده‌ام
۴
در هوایت برگ عیشم همچو گل بر باد شدوین زمان عمری است تا از خان و مان برکنده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth