شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر چه خاک درت ز آب دیده گل کردمخوشم که سینه به داغ تو متصل کردم
۲
زمانه روزی من کرد گریه های فراقز بسکه خنده بر افتادگان دل کردم
۳
دلم که لاف صبوری زدی باول کاربه پیش روی تواش بارها خجل کردم
۴
بشکر آنکه گه کشتنم نمودی رویسگان کوی ترا خون خود بحل کردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth