شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیک کرشمه که بر جان زدی، ز دست شدمدگر شراب مده ساقیا، که مست شدم
۲
ره صلاح چه پویم، چو عشق ورزیدم؟به قبله روی چه آرم، چو بت پرست شدم؟
۳
میان مردم از آنرو بلند شد ناممکه زیر پای سگانت چو خاک پست شدم
۴
سرم به حلقه روحانیان فرو نایدکمند زلف تو دیدم که پای بست شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth