خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما از حریم وصل تو با خاک در خوشیمگر جام باده نیست، به خون جگر خوشیم
۲
سامان ما مجو، که در این غصه شاکریمتدبیر ما مکن، که چنین بیخبر خوشیم
۳
خون خورده ایم دوش و خرابیم بامداددیگر مده شراب دمادم، که سر خوشیم
۴
جان از برای تحفه جانان بود عزیزغافل گمان برد که بدین مختصر خوشیم
صفحهٔ ۱ از ۲