شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم تو خورد باده و من در خمار از آنآن غمزه کرد شوخی و من شرمسار از آن
۲
بیمار عشق را ز مداوا چه فایدهفارغ شو ای طبیب، که بگذشت کار از آن
۳
چون دور لاله، عهد جوانی گذشت و مانددر سینه داغهای کهن یادگار از آن
۴
آغشته شد به خون شهیدان عشق، خاکوین گل نمونه ای است به هر نوبهار از آن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth