خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کنگو بر فروز لاله، رخ و غنچه، ناز کن
۲
باد بهار داغ کهن تازه میکندمطرب، همان ترانه دلسوز ساز کن
۳
در پرده نوش جنس مروق، که پیر کاربا هیچکس نگفت که افشای راز کن
۴
ای جام باده بر کف و ایمن ز محتسبمناع خیر میگذرد، در فراز کن
صفحهٔ ۱ از ۲