خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده گلرنگست و ساقی یار و نوروزی چنیندیده روشن کن بروی مجلس افروزی چنین
۲
دوست با ما در مقام خشم و دنبالش رقیبیار ما بد مهر و دنبالش بدآموزی چنین
۳
آفتابی بود حسنت، سایه از ما برگفتروزگاری شد که میترسیدم از روزی چنین
۴
همچو نای مطربم، با ناله و دردی چنانهمچو شمع مجلسم، در گریه و سوزی چنین
صفحهٔ ۱ از ۲