خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۵۹ - استقبال از کمال خجندی
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بهر قتل ما زده بر ابروان گرهبگشا به خنده آن لب و از ابرو آن گره
۲
سوسن که با دهان تو از غنچه لاف زداز خجلتش فتاده نگر بر زبان گره
۳
مشاطه را ز طره او دست کوته استجعد بنفشه را نزند باغبان گره
۴
چون گل زری که هست به می گر دهی ببادبه زانکه غنچه وار زنی بر میان گره
صفحهٔ ۱ از ۲