شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا بسته‌ای به سلسله مشک‌بو گرهجان‌های بیدلانست به هر تار مو گره
۲
عمری گذشت وان گره زلفم آرزوستیارب مباد در دل کس آرزو گره
۳
زان دم نمیزنم چو صراحی بخون دلکز شوق، گریه میشودم در گلو گره
۴
بستم خیال زلف کجت بر کنار چشمجعد بنفشه راست بر اطراف جو گره
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth