خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا از مردمی بویی نداریاگر سودای دلجویی نداری
۲
حرامت باد عمر، ار موسم گلحریفی و لب جویی نداری
۳
چو عنبر لاف زلفش تا کی ای مشک؟کز این معنی تو هم بویی نداری
۴
تو خوش باش ای ملامت گو، که چون مندل اندر دست بدخویی نداری
صفحهٔ ۱ از ۲