شعر را زندگی کن
خلوتی با خالد نقشبندی

غزل شماره ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانا بیا که بی تو جهان جمله واله شدبس دل ز داغ نرگس مستت گلاله شد
۲
آماده است بزم به امید مقدمتقد چنگ و اشک تار و دوچشمم پیاله شد
۳
در در طفلیت تملک دلها وظیفه بودبی حجت و کنون خط سبزت قباله شد
۴
بودم امید بوسه ای از لب چشم توآن را به چاه غبغبت از وی حواله شد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth