شعر را زندگی کن
خلوتی با خالد نقشبندی

در وصف باغ باقله عبدالان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گوش باید کرد ازین سرگشته اندوهگینشمه ای از صنعت خلاق گیتی آفرین
۲
چند تن روزی ز همزادان ز جام عیش مستبهر گشت گلستان گشتیم با هم همقرین
۳
ده به ده، صحرا به صحرا، تا به گلزار ارمیعنی باغ عبدلان آن معدن ارباب دین
۴
ناگهان هاتف ز هر سو بانگ زد کای بیدلانهذه جنات عدن فادخلوها خالدین
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth