خلوتی با خالد نقشبندی
در مدح شاه عبدالله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهید از من خبر آن شاه خوبان را به پنهانیکه عالم زنده شد بار دگر از ابر نیسانی
۲
صف نظارگان در انتظارش چشم در راهندپری رویان همه جمع اند و مطرب در غزلخوانی
۳
خرامان و چمان با صد هزاران عشوه و دستانکند تشریف را یک دم به صحن گلشن ارزانی
۴
گدازد از کف پا لاله را مرهم داغ دلنهد داغ غلامی لاله رویان را به پیشانی
صفحهٔ ۱ از ۱۵